چت رومclose
بیاین یک داستان جالبی رو براتون تعریف کنم شماهم داستانتونو بگید خخخخ
چهارشنبه 28 آذر 1397 - 1:50 قبل از ظهر

نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم



ارسال پاسخ
تعداد بازدید 345
نویسنده پیام
mahdi آفلاین


ارسال‌ها : 5
عضویت: 1 /2 /1395
تشکرها : 1
تشکر شده : 2
بیاین یک داستان جالبی رو براتون تعریف کنم شماهم داستانتونو بگید خخخخ
من جن ندیدم ولی داستانی دارم که بهتون میگم😂😂😂 یک دوست خنگی دارم اسمش سیناس این وقتی بچه بوده حدود 14.15 سالش ، مادرش حامله میشه سر خواهرش پدرش شهرستان بوده و سینا مجبوره که پیش مادرش باشه بهم میگفت شب جمعه بوده مادرش داد میزنه جن جن سینا میره طرف مادرش ولی کسی یا جنی رو نمیبینه، مادرش دستشو میزاره رو شکمش و میگه ولم کن، سینا رو صدا میزنه میگه بیا اینو از من دور کن و گریه میکنه😂😂😂😂 میگه بیا این جادوگرو ازم دور بعد مادرش غش میکنه، سینا میره خالش رو میاره پیش مادرش، مادرش وقتی به هوش میاد میگه آل بوده میخواسته بچشو بدزده زنگ میزنن به پدره سینا که برگرده، برمیگرده و همیشه مواظب زنش بوده پدرشم بهم میگفت آل رو دیده بدن پر مویی داره و پیرزنه😂😂😂 وای خدا اینقدر خندیدم از این داستانشون چقدرم زدنم😅

یکشنبه 06 تیر 1395 - 13:04
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
heidari آفلاین



ارسال‌ها : 4
عضویت: 20 /8 /1396


پاسخ : 1 RE بیاین یک داستان جالبی رو براتون تعریف کنم شماهم داستانتونو بگید خخخخ
واااا پس چرا خندیدی به این بنده خداها!!!! نمی دونی چقدر اون لحظه آدم می ترسه . خدا نصیب کسی نکنه

شنبه 20 آبان 1396 - 19:33
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
heidari آفلاین



ارسال‌ها : 4
عضویت: 20 /8 /1396


پاسخ : 2 RE بیاین یک داستان جالبی رو براتون تعریف کنم شماهم داستانتونو بگید خخخخ
واااا پس چرا خندیدی به این بنده خداها!!!! نمی دونی چقدر اون لحظه آدم می ترسه . خدا نصیب کسی نکنه

شنبه 20 آبان 1396 - 19:33
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
heidari آفلاین



ارسال‌ها : 4
عضویت: 20 /8 /1396


پاسخ : 3 RE بیاین یک داستان جالبی رو براتون تعریف کنم شماهم داستانتونو بگید خخخخ
واااا پس چرا خندیدی به این بنده خداها!!!! نمی دونی چقدر اون لحظه آدم می ترسه . خدا نصیب کسی نکنه

شنبه 20 آبان 1396 - 19:33
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
heidari آفلاین



ارسال‌ها : 4
عضویت: 20 /8 /1396


پاسخ : 4 RE بیاین یک داستان جالبی رو براتون تعریف کنم شماهم داستانتونو بگید خخخخ
واااا پس چرا خندیدی به این بنده خداها!!!! نمی دونی چقدر اون لحظه آدم می ترسه . خدا نصیب کسی نکنه

شنبه 20 آبان 1396 - 19:33
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :