close
چت روم
ارسالی از مهسا :اتفاق های عجیب زندگیم
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ارسالی از مهسا :اتفاق های عجیب زندگیم


سلام مهساهستم ۱۸ساله تمام اتفاق های که دارم براتون تعریف میکنم واقعی و واقعا می خوام یکی کمکم بکنه همه این اتفاق ها از تابستان سال پیش شروع شد یه روز که ساعت حدود ۲شب بود من به حیاط رفتم با صحنه مواجعه شدم که الان دارم براتون تعریف میکنم ترس تمام وجودم گرفته یه موجودی شبیه انسان ولی کوجک تر از انسان با موهای سیاه و بهم ریخته و یه لباس سفید کثیف داخل حیاط خونمون دیدم و بعد دیدنش مامانم صدا کردم و وقتی مامانم امد اون موجود ناپدید شده بود ولی بعد دیدن اون موجود چشمام باد کرده بودموضوع رو که واسعه مادرم تعریف کردم مادرم

مادرم فکرد خیالتی شدم بعد چند روز  چشمام به حالت اول برگشت ولی این تازه اول ماجرا بود از اون به بعد من هرشب کابوس های وحشتناکی میبنم ودر اطرافم اتفاق های عجیب میفته مثلا بعضی وقت ها اجسام اطرافم بدون هیچ دلیلی حرکت میکننه مثلا یه لنگه از کفشم واسعه خودش بدون هیچ دلیل منطقی حرکت  میکنن همین دیروز دادشم یه گردن بند صلیب خریدبود و رو میز گذاشته بود که یهو جلو چشما صلیب حدود ۱۵سانت بالا امد و بعد افتاد رو زمین   یا شبا صدای حرکت یه نفر میشنوم یا بعضی شب ها کنار پنچره اتاقم گربه های زیادی جعم میشن و صدای شبیه جیغ انسان در میارن در حدی این صدا ها بلند هستن که من از خواب بیدارم میشم یه شب که تنها بودم ایت لکرسی اشتباه خوندم و بعدش  خوابیدم وبعد چند دقیقه که خوابیدم با ضربه مشت یه نفر به صورتم بیدار شدم وحسابی ترسیدم و بیش تر شبها در خواب فریاد میکشیم ولی خودم متوجه نمیشم و مادرم برام تعریف میکنه و شبا که داد میزنم فقط میگم کمک 

 

همیشه یه نفر کنارم احساس میکنم انگار داره منو نگاه میکنه ولی هیچ وقت بهم آسیبی نزد ولی   با تمام وجودم می خوام از شر این کابوس ها و این حرکات عجیب راحت بشم واقعا اگه کسی میتونه کمکم بکنه و یا راه حلی داره ....

موضوعات: داستان جن ,
[ شنبه 26 فروردين 1396 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 62 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)