close
نازچت
ارسالی(نازنین)
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ارسالی(نازنین)

سلام نازنین هستم این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برای ۳،۴سال پیشه خونه ی عموم مستجر بود کناره خونمونه خونه ی عموم خانومه و پسرش همش میگفتن جن میبیننو خونه ی عموم جن داره بعد این خانومه همیشه میومد خونه ی ما تعریف میکرد من خیلی میترسیدم حتی تو اتاقم تنها نمیموندم شبا همش خواب جن میدیدم ساعت۲،۳بیدار میشدم انقدر بسم الله میگفتم تا خوابم ببره ی شب خونه ی عمم بودم چراغا همه خاموش بود منو عمم دراز کشیده بودیم داشتیم فیلم میدیدیم دخترعمم رفت تو اتاق من برگشتم دیدم دخترعمم رفت ی سمت دیگه اتاق بعد کنار تختش پتو بود رفتم پتو رو شوت کردم دخترعمم زیر پتو بود یهو دیدم بلندشد دماغشو گرفتو رفت دماغش شکست من مونده بودم اخه دیدم که دختر عمم رفته بود ی سمت دیگه اتاق،ولی به کسی چیزی نگفتم ی شب دیگه هم خونه عمم بودم نصفه شب بود همه خواب بودن برگشتم بیرون اتاقو دیدم دیدم ی سایه ی سیاه با قدبلند به سرعت رفت تو دیوار خیلی ترسیدم ولی بازم چیزی نگفتم،ی روزم خونه ی عموم بودم عمو زن عموم رفتن ی جا دیدن من میترسیدم اما چیزی نگفتم قبول کردم خونه بمونم اونا رفتن من داشتم سکته میکردم در خونه هم باز بود همش رو ایوون بودم حیاط عموم اینا هم خیلی بزرگه و پر درخت وقتی که برگشتم تو دیدم تو آشپزخونه کنار اپن ی چیزه سیاه بود انگار منو نگاه میکرد بسم الله گفتم رد شد بعد گریم گرفت سریع رفتم بیرون دیدم عمو زن عموم اومدن بهشون نگفتم هرچی پرسیدن عموم همش مسخرم میکرد‌،خیلی اتفاقایه دیگه هم افتاد اما به هرکی گفتم مسخرم میکردن حتی چند بار به مامانم گفتم منو ببر پیش ی دعانویس بعد دیگه کم کم ترسم ریخت حتی شبا تا ساعت ۹هم خونه تنها میموندم تا ۱ماه پیش که با کانال شما اشنا شدم نشستم کل داستانارو خوندم ی فیلم جن گیری هم دیدم از اون موقع تا حالا شروع کردم به خوندن داستانو رمان ترسناک ترسم هم شروع شد به معلم دینیم گفتم کلی دعوام کرد گفت برای آیندت بدهو از این چیزا منم سعی کردم نخونم اما نمیشه خیلی دوس دارم با ی جن دوست بشم اما میترسم خیلی ببخشید اگ زیاد بود

موضوعات: داستان جن ,
[ چهارشنبه 28 مهر 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 200 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)