close
چت روم
دو کوتوله
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
دو کوتوله


سلام من همیشه ارزو داشتم یک بارهم که شده جن و روح رو از نزدیک ببینم خیلی دوست دارم تجربه کنم ، همیشه دنبالش بودم میرفتم نصف شب ها تو حیاط به بهونه ی دستشویی و نیم ساعتی دور و برم رو نگاه میکردم، حالا میخوام یک خاطره ی بدم رو بهتون تعریف کنم ما حیاط بزرگی دارم پر از درخت ، درخت انگور و انبه و کلی درخت دیگه همونطور که گفتم هر شب میرفتم تو حیاط به بهانه ی...

دیدن جن و روح ، دو سال پیش من برای اولین بار تجربه کردم داخل حیاط نصف شب بود و من با دوستام تو واتس اپ سرگرم حرف زدن بودیم اون شب راستش من حس عجیبی داشتم دوست داشتم برم حیاط بدون اینکه بخوام دنبال چیزی برم همینجوری از جام بلند شدم همه خواب بودن، زمستون بود هوا خیلی سرد بود ، رفتم داخل حیاط وسط حیاط ایستاده بودم و با دهنم کف دستم رو گرم میکردم، دور و برم رو نگاه میکردم صدای پچ پچ شنیدم دلم ریخت هرچی سعی کردم بفهمم صدا از چیه معلوم نبود صدا کمی دور بود من فکر میکردم از بیرون خونه صدا میاد، یهو دیدم صدا داره نزدیک تر میشه نمیفهمیدم چی بود ولی مطمئن بودم چند نفر باهم حرف میزدن ولی نمیشد حدس زد ، همه جا هم تاریک و نور ماه بود که کمی روشن کرده بود ما دوتا حیاط داریم حیاط پشتی که بزرگه و پر درخت حیاط جلویی که برای رفت و آمده، خلاصه هرچی نگاه کردم چیزی نفهمیدم تا اینکه بعد چند دقیقه صدای برگ درختی رو شنیدم، از جام پریدم نگاه کردم دیدم دوتا کوتوله رو به روم ایستادن ، کاملا سیاه بود درست ندیدم ، جیغ زدم مادرم صدام کرد مریم .. مریم چی شده؟ سریع رفتم داخل مادرم چراغ حال رو روشن کرد، دید صورتم سفید شده از ترس یخ زده بودم، منو بغل کرد و برد داخل....

موضوعات: داستان جن ,
[ سه شنبه 27 مهر 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 189 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
Raena 19:34 - 1395/7/27
قالب جدید وبلاگ خیلی قشنگه
پاسخ : میسی ممنونم

mahdi yaychi 12:51 - 1395/7/27
کوتوله وجود دارد واگه بتونی بگیریشون و اصلاح نژاد نشده باشد با قیمت خوبی خریدار دارد
پاسخ : وا مگه چیه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)