close
چت روم
ارسالی از متین:پیرزن
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ارسالی از متین:پیرزن


سلام من متینم، این خاطره مال پارساله قبل از عید چون ما عادت داریم عید بریم پیش مادربزرگ من قبل عید تو تعطیلات سریع تر از همه اونجا موندم من کمی به مادربزرگم وابسته هستم، مادربزرگم تنها زندگی میکنه پدربزرگم مریض بود فوت کرده خدا رفتگان شماروهم بیامرزه، موقعی که من خونه ی مادربزرگم بودم یکی از شب ها من رفتم دستشویی خخ گلاب به روتون، وقتی برگشتم دیدم پیرزنی تو حیاط نشسته پا تشت و لباس میشوره سلام کردم سر تکون داد ، کمی تعجب کردم رفتم داخل پیش مادربزرگم، ازش پرسیدم این پیرزنه کیه؟ گفت پیرزن؟ کدوم پیرزنه؟ داستان رو تعریف کردم از جا بلند شد دستم رو گرفت برد تو حیاط دیدیم که پیرزنه نیست، مادربزرگم گریه کرد آرومش کردم و پرسیدم چی شده؟ اونجور که مادربزرگم توضیح داد اون پیرزنه رو خیلی دیده خیلی اذیت مادربزرگم کرده ولی نمیدونه قضیه ی پیرزنه و دلیل ازار و اذیتش چیه... ازش پرسیدم چه اذیتی میکنه؟ میگفت من در مورد این پیرزنه به کسی نگفتم این من بار ها تو خونم دیدمش و غیب شده ، مادربزرگم اولین داستان رو تعریف کرد برام، میگفت یک روز که از بیرون برمیگشتم به خونه دیدم چراغ خونه روشنه رفتم داخل این پیرزنه رو توی خونه دیدم ولی کاری با من نداشت فقط خودش رو نشون میده غیب میشه، ولی یک بار واقعا منو ترسوند روزی که دختر خالت پروانه # دختر خالم الان چهار سالشه# به دنیا اومد تولدش رو و اینجا گرفتیم، پروانه تو اتاق حسین # حسین داییمه که الان متاهله#تو گهواره خوابیده بود وسط جشن من رفتم تو اتاق دیدم پیرزنه کنار گهواره ایستاده و پروانه رو نگاه میکنه ترسیدم رفتم داخل کنار پروانه، پیرزنه از اتاق رفت بیرون و خیالم راحت شد، ههههه ببخشید سرتونو به درد اوردم زیادی نگم بهتره

موضوعات: داستان جن ,
[ جمعه 26 شهريور 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 106 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
hannane 22:46 - 1395/7/1
کاشکی زیادی می گفت

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)