close
چت روم
ارسالی از محسن:صدای اسب و سایه
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ارسالی از محسن:صدای اسب و سایه


سلام من محسنم از آذربایجان ساکن همدانم، من در محله ای زندگی میکردم چند سال پیش به تازگی به جای دیگه ای اسباب کشی کردم، تو محله قبلیم یک خونه خرابه ای است من یک شب یادم میاد از سرکار برمیگشتم اون شب خانمم خونه نبود خونه مادرش رفته بود چون مادرش مریض بود و مراقبت میخواست ، من وقتی از خونه خرابه رد شدم صدای عجیبی مثل صدای اسب که وقتی پاهاشو میاره بالا و میچرخونه رو شنیدم و این باعث شد که کنجکاو شم و داخل خونه خرابه رو نگاه کنم این خونه ای که میگم درش باز بود و سقف خونه نداشت ولی اتاق و حال بدون سقف بود یعنی دیوارایی برای جدا سازی اتاق ها داشت...

 

ادامه ی این داستان را در ادامه مطلب دنبال کنید

رفتم داخل رو مشاهده کردم محلمون کاملا خلوت و تاریک بود من داشتم نگاه میکردم که حس کردم یک سری از پشت دیوار اتاق که کاملا واضح بود به من نگاه میکرد سرش کاملا سیاه بود بدنم سیخ شد اول فکر کردم آدمه ولی آدم نبود چون از پشت دیوار بعد چند لحظه بعد اومد بیرون من شوکه شدم با دیدن این سایه سریع به طرف خونه با گفتن بسم الله رفتم، اون شب چون خانمم خونه نبود با کلی ترس شام خوردم و با ترس همه جا رو چک میکردم خلاصه خیلی وحشت زده بودم از اون اتفاق، ساعت دوازده شده بود چراغ هارو خاموش کردم رفتم پا تلویزیون نشستم و فیلم نگاه میکردم تا خوابم ببره، در حین تماشا کردن فیلم همون صدای اسب رو شنیدم اول فکر کردم چون اون صدا رو شنیدم تو گوشم می چرخه همینجوری ولی بعد از چند دقیقه متوجه شدم صدا از حیاط خونه میاد، رفتم پا پنجره تا بیرون رو نگاه کنم بالا در همون چیز سیاه رو دیدم که روی در نشسته و پاهای درازشو تکون میده، من اون لحظه حالم بد شد و رفتم تو اتاقم با کلی بسم الله و ایت الکرسی خودم رو اروم کردم و خوابیدم، از اون شب چند بار صدای اون اسبه رو شنیدم ولی دیگه طرف صدا نرفتم تا اینکه خانمم برگشت و این کابوس تموم شد 

موضوعات: داستان جن ,
[ یکشنبه 20 تير 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 164 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)