close
چت روم
ارسالی از امیر_4
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ارسالی از امیر_4


.. پسر داییم . یکی بچه پولدارای ساریه .. یه زمانی با چند تا از دوستان میرن دنبال جن گیری و اینکه یکی از اجنه رو به خدمت خودشون بگیرن . اونم از راه بدش یعنی راهی که من بهیچ وجه قبولش ندارم . البته یه کتابی داشتند که خیلی قدیمیه . و اون کتاب رو باید تو خلا نگه داری . والا خود اجنه اون کتابو میگیرند . خلا یعنی جایی که هوا نباشه و اونا کتاب و توی یه کوزه نگه میداشتن . بعد یه کارای بدی رو باید انجام میدادن که جن احضار بشه و برای این کار باید به قران بی احترامی میکردند و... دیگه جزییاتشو نمی خوام بگم .. .. اونا موفق به این کار شدند و تاوان سنگینی هم دادن . چون قبل از اینکه تو از اون جن چیزی بخوای اون میگه من فلان کارو برات میکنم . تو چی در قبالش میدی .. روحتو یا مثلا خانوادتو .. من هیچ وقت یادم نمیره که دایی بیچاره من برای نجات پسرش چه جاهایی رفت .. پیش بهترین دکترهای ساری و تهران . پیش دعاگر تو مشهد و زیارت امام رضا . خود پسر داییم میگفت همیشه جن به شکل یه پیرمرد زشت میاومد سراغش و اونو میزد . هر جایی که میرفت اون میومد . بعد از چند ماه مشکلش حل شد و دیگه این کارو انجام نمیده و تاثیر بدی روی روح و روانش داشت .

موضوعات: داستان جن ,
[ جمعه 11 تير 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 54 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)