close
چت روم
داداش حامد
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
داداش حامد

سلام.این داستان مربوط میشه ب 36ماه قبل من داداشی داشتم ب اسم حامد یک سال از من کوچکتر بود برخلاف من ک ترسو بودم حامد خیلی نترس بود و عاشق تاریکی و عالم جن و روح بود حامد عاشق احضار جن و روح بود ک کاملا ب این کارش وارد بود.خونه ی ماه یک زیر زمین داشت ک کلیدش هم فقط دست حامد بود.حامد اونجا رو کرده بود محل احضار خودش و شب های جمعه بعد نیمه شب وارد محلش میشد و شروع ب احضار میکرد ما بار ها بهش تذکر داده بودیم حتی گاهی تا حد مرگ کتکش میزدیم اما گوش نمی داد تا این ک یک روز ظهر مرداد ماه ساعت حدود 3بود ک در خونه مون رو زدن و من آیفون رو برداشتم ک ی صدای بم مر دونه بدون سلام و علیک برگشت گفت ب حامد بگو ما رو آزار نده اگه ما کاریش نداریم ب حرمت مذهبی بودن این خانواده اس چون ماه هم مثل شما مسلمان و شیعه هستیم.و خداحافظی کرد من سریع اومدم کوچه اما هیچ کس نبود چندتا خیابون رو هم گشتم ولی انگار آب شده بود من اومدم خونه و این ماجرارو با خانواده ام در میان گذاشتم.ناگفته نمونه مادر من خیلی خداشناس و مومنه بهم گفت شب باید بریم ی جایی منم قبول کردم و رفتیم پایین شهر تو کوچه پس کوچه ها تا ک رسیدیم ب ی خونه نیمه خرابه در زدیم و ی بچه در رو باز کرد و بعد هماهنگی وارد خونه شدیم و با هدایت بچه وارد ی اتاق نیمه تاریک شدیم و مادرم موضوع حامد و اون ظهر رو بازگو کرد و پیر مرد گفت حامد وارد حریم قبرستان جن ها شده و یکی از جن ها رو از عالم قبر در آورده و اذیت شده و شانس آورده ک این جن ها شیعه هستن وگرنه تا حالا حامد رو کشته بودن و اگه حامد ازشون عذر خواهی کنه اونا هم حامد رو ب احترام امام علی (ع )میبخشن ما به حامد گفتیم ولی حامد قبول نکرد و این بدتر شد چون حامد اعتیاد پیدا کرده بود ب این کار و هیچ حرفی رو قبول نمی کرد مدتی گذشت و یک شب ک حامد زیر زمین بود صدای نعره هاش ک جگر خراشش ب گوش مون رسید و بدو بدو رفتیم پایین مادرم سوره ی آیت الکرسی رو مکررا میخوند و ما هم هر کاری می‌کردیم ک در باز بشه نمی شد تا این ک سکوت همه جارو گرفت و در ب خودی خود باز شد و جنازه ی نیمه جون حامد همه جاش خونی و زخمی بود رو زمین بود سریع رسوندیمش بیمارستان اونجا پانسمانش کردن ولی حامد اون حامد قبل نبود و بعد دو روز ترخیصش کردن و اوردیمش خونه و مادرم از من خواست برم همون پیرمرد رو بیارم و رفتم آوردمش بالا سر حامد هرز گاهی حامد جیغ میزد خودش رو کتک میزد تن و صورتش رو زخمی میکرد اما وقتی مادرم بالا سرش قرآن و خصوصا زیارت عاشورا میخوند حامد آروم میشد پیرمرد دعایی رو خوند و تو چشم های حامد نگاه کرد و آروم فوت کرد تو چشماش حرارتی از چشماش بلند شد ک کناره های چشمش رو از شدتت گرما سرخ کرد پیرمرد گفت این پسر خیلی دوام نمیاره و می میمیره ما حرفش رو قبول نکردیم و ازش دلیل قانع کننده خواستیم گفت حامد این بار وارد حریم قبرستانی جن های کافر شده و ب هیچ دین و ایینی آروم نمیشن و وارد جسم حامد شدن و این حامد نیست ک خودش رو میزنه بلکه اونا هستن مادرم از کنار حامد تکون نمی خورد و قرآن میخوند یک شب حامد با مادرم صحبت کرده بود گفته بود مامان س نفر سمت چپم و س نفر سمت راستم ک قیافه های خیلی وحشتناکی دارن و با شلاق ها و چوب هاشون منو کتک میزنن و میگن منتظر هستیم ک زودتر بمیری تا روح تو با خودمون ببریم اما قرآن خواندن مادرت اجازه نمیده از ماجرا ها دوماه نگذشته بود ک یک شب نزدیک های اذان صبح صدای افتادن چیزی رو شنیدم اول فکر کردم خیالاتی شدم اما یک لحظه صدای خوشحالی و ک خنده شنیدم ک بعد ها طبق گفته ی پیرمرد صدای پیروزی و برد جن ها بوده.چون اون صدای افتادن حامد از پشت بوم خونه مون ب داخل حیاط بود . چون جسم حامد در اختیار جن ها بود و جن ها حامد رو برده بودن پشت بام . 36ماه از اون ماجرا میگزره و حامد از پیش ما رفته از همه ی شما خواهش میکنم و قسم تون میدم ک هیچ وقت سمت این چیز ها نرید چو عاقبتش ی این جا ختم میشه و اونای هم ک دنبال این کار ها هستند شاید اگه جنازه حامد رو میدیدن از این کار توبه میکردن

[ پنجشنبه 15 بهمن 1394 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 93 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
پارسیان نور 17:35 - 1395/1/31
سلام وب سایت بسیار زیبا و پر محتوایی دارید از مطالب مفید شما بسیار لذت بردم
حتما به ما هم سر بزنید و در صورت تمایل به تبادل لینک اطلاع دهید
پاسخ : سلام ممنونم نظر لطفته چشم حتما ی سری میزنم خیرتون میدم

فاطمه 19:49 - 1394/12/6
ما چقدر در اين راه كشته داديم!

جذابترین کانال جدید تلگرام 19:39 - 1394/11/18
دوست عزیز و گلم
کانال ویتامین گرام توی تلگرام عضو بشین
آموزش افزایش بازدید و درآمدزایی از وبلاگتان
بهترین جوک و مطالب سرگرمی و عکس های زیبا
اخبار استخدامی
اخبار فرهنگی و هنری و ورزشی
آموزش زبان انگلیسی
و قیمت روز سکه، دلارو انواع ارز و انواع خودرو و قیمت روز مسکن رو هر روز براتون میذارم.
کانالم رو همراهی کنین
توی تلگرامتون سرچ کنین :
@vitamingram
لینکشم براتون گذاشتم.
http://telegram.me/vitamingram

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)