close
چت روم
ارسالی از رضا
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ارسالی از رضا


یه زمانی بود خیلی دنباله این بودم که جن یا روح ببینم هرجایه ترسناک وتاریکی بود رفته بودم حتی تویکی از ده های لاریجان یه خانه متروکه بود که داستان هایه عجیبی دربارش ساخته بودن که هرکی میرفته توش زنده برنمیگشته اوناییم که اگه بعده ۲۴ساعت زنده میومدن بیرون پول دارمیشدن که به گفته اهالی ده هیچ کس موفق به این کار نشده بود یه روز من بادوستام تصمیم گرفتیم بریم به ان ده و شب دراون ویلا بخوابیم ساعت ۱۱شب ازتهران راه افتادیم هولو هوشه ساعت ۳یا۴ رسیدم به اون ده که ۷چناراسمش بود و به اون خانه رفتیم ۲شب درانجا ماندیمو هیچ اتفاقی نیوفتاد وبرگشتیم یه چندوقت پیشو دیگه نگرفتم که یکی ازرفیقام گفت اگه جن یا روح میخوای ببینی یه مکان هست که جلسهایه احضار میزارن میتونی بری اونجا ببینی منم ادرسو گرفتمو رفتی تو ۱یا۲جلسه شرکت کردم که به غیراز چیزهای ساختگی چیزی ندیم یه ۱سالی ازاین ماجرا گذشت که زندگیم عوض شدواتفاقات عجیبی درزندگیم رخ میداد یک شب خواب بودم یه لحظه احساس کردم که دستو پام نمیتونم تکون بدم و دهنم بسته شده وفقط چشام باز بود که همون موقع بابام اومد بالاسرم هی خواستم بگم کمکم کن ولی نتونستم زل زده بود به چشام ولی کاری نمیکرد بعد برگشت وازاطاق رفت بیرون صبح ازخواب بیدارشدم ورفتم پیششون ولی ماجرایه دیشبو بهشون نگفتم یه یکی ۲شب گزشت و هرشب همین ماجرا اتفاق میوفتاد تا این که یه روز به بابام گفتم بابا شما که شبا میای زل میزنی تو چشام چرا کاری نمیکنی بابام گفت من نبودم که جاخوردم گفتم شوخی نکن خیلی جدی گفت من نبودم که همونجا ترس وجودمو گرف اذیت ازارهاشروع شده بود شبا پامو قلقلک میدادن خفم میکردن لباسامو بهم میریختن تا این که رفتم پیشه یه ادم روحانی بهم یه دعایی داد گفت اینو بخون و من خوندمو خوب شدم این داستان واقیه واقعی بود فقط میخوام اینو بهتون بگم که جن وجود دارد ودنبالش نباشید که ببینید از من میشنوید هیچ وقت پیشو نگیرید چون عواقبه خوبی نداره یاحق
موضوعات: داستان جن ,
[ پنجشنبه 03 تير 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 52 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)