close
چت روم
آروغ
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
آروغ


منو دوستام قرار بود بریم خونه مهدی بازی کنیم مهدی اینا پولدار بودن خونه بزرگ داشتن و دستگاه بازی زیاد داشتن قرار بود وقتی خانوادش برن بیرون بریم بازی کنیم، رفته بودیم خونشون سه نفر بودیم بعد بازی کردن خسته شدیم دوستم گفت اهنگ میزارم بلند ، داشتیم ابمیوه میخوردیم ولی صدا اهنگ زیاد بود اذیت میشد گوشم، همینجور که اب پرتغال میخوردیم یهو اهنگ قطع شد صدای آروغ بلندی رو شنیدیم که طولانی بود بعد قطع شد، اروغش جوری بود انگار از اهنگه بیرون اومده خیلی بلند بود، دوستم گفت بچه ها بیاین بریم بیرون من چند ماه پیش وقتی پسر خاله هام بودن این صدا رو شنیدیم باهم پسر خالم یک موجودی رو دیده بود از حال رفته بود ، ما سریع خودمونو جمع کردیم رفتیم بیرون و خداروشکر چیزی ندیدیم ، ...

موضوعات: داستان جن ,
[ چهارشنبه 26 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 76 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)