close
چت روم
ارسالی از هدیه:کوتوله
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ارسالی از هدیه:کوتوله


با سلام و ذکر خسته نباشی به ادمین گرامی، من هدیه هستم از گرگان وقتی سیزده سالم بود شدید مریض شده بودم نمیتونستم از جام بلند شم تب کرده بودم، شب بود من از خواب بیدار شده بودم دستشویی داشتم با کلی زور خودمو بلند کردم سرم درد میکرد خواستم مادرمو صدا بزنم ولی نزدم داشتم میرفتم سمت حیاط در خروجی خونه که به سوی حیاط باز میشد باز بود راهرو کمی دراز بود من داشتم میرفتم سرم گیج رفت افتادم زمین چون حالم خیلی بد بود داشتم بیهوش میشدم تو حیاط یک چیز کوتوله دیدم درست یادم نیست چجوری بود ولی مطمئنم کوتوله بود و از حال رفتم...

موضوعات: داستان جن ,
[ چهارشنبه 26 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 55 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
Hengame 3:45 - 1395/3/28
عالیه داداش حسام
پاسخ : چاکرتم

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)