close
چت روم
داستان باور نکردنی هتل
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
داستان باور نکردنی هتل


سلام همگی من میترا هستم راستش من پارسال برای کاری مجبور شدم تنهایی برم تهران ، چون تنها بودم و کسی رو نداشتم تو هتل موندم، شب اول یک اتفاق باور نکردنی برام افتاد، شب اول خوب یادمه من بیدار بودم چون تو هواپیما به خوبی خوابیدم ، شب خوابم نمیومد گشنمم بود از رو تخت بلند برم یک چیزی درست کنم بخورم چراغ حال رو روشن کردم رفتم پای گاز کمی سوسیس داشتم سرخ میکردم، گوشیم زنگ خورد از تو اتاق رفتم طرف اتاق متوجه شدم چراغ اتاق روشنه درحالی که خاموش بود ترس به وجودم اومد چون گوشیم زنگ میخورد با کلی ترس وارد شدم ولی گوشیم زنگ نمیخورد ، حتی علامت زنگ خوردن هم رو گوشیم نیومده بود، من گفتم حتما خیالاتی شدم رفتم سمت گاز ، دیدم سوسیس ها رو بشقابه به جون خودم هنگ کرده بودم سریع شالمو پوشیدم که برم بیرون طرف نگهبان خبر بدم که صدای سیفون دستشویی به گوشم خورد سریع دویدم رفتم خبر دادم اونا بهم گفتن باید اتاقتون رو عوض کنید تو این اتاق چند باری از ادمایی که توش بودن افتاده براشون، من گفتم جن داره اونا تایید کردن، اون شب رفتم تو اتاق دیگه وسیله هامو با کمک نگهبان جا به جا کردم و خداروشکر دیگه چیزی نشد...

موضوعات: داستان جن ,
[ دوشنبه 24 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 96 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
حسین شاد 9:19 - 1395/3/24
شبیه فیلم 1408 بود 😜
پاسخ : هههه دقیقا

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)