close
چت روم
مدرسه قدیمی
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
مدرسه قدیمی


سلام محمد هستم از رشت این داستان که ميگم واسه دو تا از پسرخاله هام اتفاق افتاده،از زبون پسرخاله بزرگه ميگم:آقا ما يه روستا داريم حدود سي کيلومتر جلو تر از انزلي ،به نام شيلسر،شب ها هم جاده هاش و هم خيابوناش فوق العاده ترسناک ميشن، کنار قبرستون اين روستا يه مدرسه قديمي هست که يه حياط بزرگ داره و خود ساختمون مدرسه هم نسبتا بزرگه ، بعضي جاهاش هم تخريب شده که به اضافه ي ظاهر قديميش،فوق الاده ترسناکش ميکنه، بخصوص در شب! البته يادم رفت بگم ، تو مدرسه ميز پينگ پنگ گذاشتن، آقا يه روز غروب، منو يکي از پسرخاله هام تصميم گرفتيم بريم پينگ پنگ، راکتامونو برداشتيم و رفتيم به مدرسه ، اصلا حواسمون به وقت نبود، همين جور داشتيم بازي ميکرديم که شب شد ، بازم توجه نکرديم و همين جور بازي ميکرديم، بعد از يه ربع خواستيم استراحت کنيم، همين جور کنار هم داشتيم گپ ميزديم که يهو ديديم در داره آروم آروم باز ميشه،(منظورم در اتاقه) و کاملا مشخص بود که کار باد نيست!، در کاملا باز شد و پشتش هيچي نبود جز تاريکي، به پسرخالم گفتم توجه نکن بيا ادامه بديم و دوباره شروع کرديم ، وسطاي بازي بود که يهو صداي گرومپ گرومپ از سقف اومد ، حسابي ترسيده بوديم ، صدا ها همچنان ادامه داشت، مثل اين ميمونست که يه گاو درشت اندام رو سقف راه بره،منو پسر خالم همديگه رو با ترس نگاه کرديم و سپس مثل برق راکتا رو برداشتيم و نور گوشيم با تمام توانمون به سمت در خروجي دو ايديم و ازش خارج شديم و باز هم دوايديم تا خونه ، وقتي رسيديم رنگمون مثل گچ شده بود ، وقتي ازمون پرسيدن ماجرا چيه ما جوابشون رو نداديم،چون مطمئن بوديم که باور نميکنند. بعد از اون ماجرا ، ديگه هيچوقت تا شب اونجا نميمونيم. اژ شما هم خواهش ميکنم که تا شب در جاهاي ترسناک نمونين، چون جن ها اونجا زندگي ميکنن و ميتونن شب ها شما رو آزار بدن ...

موضوعات: داستان جن ,
[ جمعه 21 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 74 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)