close
چت روم
ایستگاه
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ایستگاه


من حمیده هستم ببخشید اول سلام میکنم به حسام جان من چون هر ماه میرم ی جایی به جایی باید تو ایستگاه کلی بشینم ، شب بود منم مثل همیشه نشسته بودم رو صندلی منتظر اتوبوس و یکی هم کنارم بود منو اون تنها بودیم و منتظر قطار، اون عجیب بود کت پوشیده بود که یقش صورتش رو پوشانده بود و کلاه گزاشته بود رو سرش و دستکش دستش بود، نشسته بودم پا گوشی خودم رو سرگرم میکردم و اون مرده هم با دستاش خودش رو گرم میکرد نفس گرمشو میزد به دستش، من از اخلاقش خوشم اومده بود ولی تنها بودم کمی ترس داشتم که اتوبوس رسید خواستم بلند شم مچ دستم رو گرفت و نزاشت برم ، گفتم ببخشید من باید برم توهم بیا ، البته منظورم اینه که بیاد تو اتوبوس بره رد کارش، دستمو ول نکرد و بلند شد همراهه من سوار اتوبوس نشست و حتی کنار من نشست ولی دستم رو ول کرد، من که از ترس حتی جرات نداشتم به کسی بگم اینو از من دور کنه منتظر موندم که برسیم به مقصد که رسیدیم به راننده گفتم وایسه و منم بلند شدم کرایه رو دادم حتی مجبور شدم کرایه مرده روهم بدم چون اون کرایه نداد چون دستم رو گرفته بود کرایشو دادم تا کسی شک نکنه، بیرون از اتوبوس از مرده خواهش کردم لطفا ولم کن باید برم پیش خالم دیر وقته گریه میکردم یعنیا... وقتی گریه کردم با ناراحتی دستم رو ول کرد سریع روم رو برگردوندم تا برم که صدای گریش رو شنیدم رومو برگردوندم دیدم داره میره دست تو جیب و ناله میکنه نگاهه پاش کردم دیدم پاش کوچیکه مثل بز ولی من بعد گریه کردنش حسم بهش عوض شد و منتظرم بازم ببینمش چون واقعا حس خوبی بود...

موضوعات: داستان جن ,
[ یکشنبه 16 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 71 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
aysa 12:50 - 1395/3/17
تو منطق نوشته نمیشه ادم هم زمان منتظر دوتا چیز باشه طبق قانون مانعه الجمع^_^
پاسخ : خخخخ حتما اشتباه تایپیه پیش میاد

aysa 12:07 - 1395/3/17
عاخا ی سوالی واسم پیش اومد
اخرش اینا منتظر قطار بودن یا اتوبوس؟؟
یا منتظر قطار بودن بعد سوار اتوبوس شدن
چجوریاس؟؟
پاسخ : فک کنم اتوبوس خخخ

جواد 9:53 - 1395/3/16
واقعا خوب بود ممنونم قشنگ بود
پاسخ : خواهش ممنونم بابت نظرت

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)