close
چت روم
مرد قد بلند
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
مرد قد بلند


امیر محمد26 ساله از شهریار.داستانی که میخوام بگم برای دوازده ساله پیشه اون موقع من و مادرم با هم دعوامون شد ومادرم که اعصابش خورد بود رفت بیرون ومن هم که چراغ هارو خاموش کردم تا گرمای لامپ ها منو اذیت نکنه چون اون موقع تابستون بود وکولر ماکارمیکرد.خلاصه من که اعصابم خورد بود رفتم سراغ درسم چون موقع امتحانات بود.یه پنجره جلوی میز اتاقم بود که کنارش یه باغ بود مادرم برای خرید رفته بود.من که داشتم درسمو میخوندم دیدم که انگار یه سنگی خورد به شیشه منم که ترسو بودم باترس و لرز درو باز کردم دیدم یه مرده قد بلند(1متر ازخودم بزرگتر) جلوم وایساده منم که ترسیده بودم پرسیدم‌شما جواب نداد ویه مشت زد تو کمرم و بی هوش شدم و که به هوش اومدم دیدم رو تختمم دیدم مادرم جلوم وایساده .پرسید : چرا کمرت کبوده همه ماجرارو براش تعریف کردم گفت اون جن بوده حتما از تو بدش میومد خدارو شکر که زنده ای. من فرداش منو بردپیش دعا نویس وخوب شدم.در ضمن من به اجنه او ارواح علاقه دارم.وبعد موضوع احضار‌جن رو براتون تعریف میکنم.....امیدوارم از داستان لذت برده باشید

موضوعات: داستان جن ,
[ شنبه 15 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 48 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)