close
چت روم
خانه ی رضا
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
خانه ی رضا


با سلام میخواستم خاطره ای خودم و دایم رو براتون تعریف کنم اسم من موعود و داییم علی .. . . سال پیش منو داییم توی خونه تنها بودیم برای سه روز داییم اون موقع 18سال داشت و من 13سال داشتم. بعد از این که مامان و بابام رفتن مسافرت داییم گفت که بیا برویم به خانه دوستش رضا خونه ما در کرج بود من وسایل لازم رو برداشتم گوشیمو ایکس باکس و خوراکی هارا داییم هم همینطور گوشیش رو ورداشت و لباس هارو .رفتیم سر کوچه و تاکسی گرفتیمو راهیه اتوبوس رانی شدیم و رفتیم تهران وقتی رسیدیم داییم گفت خوب دیگه باید پیاده بریم من که همینطور مات مبهوت مونده بودم گفتم هان اسم داییم علی بود بهش گفتم علی حالت خوبه گفت اره خوبه همین که گفتم یالا رابیفت ماهم با هزار مکافات راه رو رفتیم رو رسیدیم یه کوچه کاملا ترسناک پر از برگ پر. هیچ خونه ای نبود یه خونه ته ویلایی بود رفتیم و رسیدیم داییم کیلید انداخت و درو باز کرد بهش گفتم پس رضا!! گفت نیس خودمون تنهاییم من که مونده بودم چیبگم گفتم چیی تنها توی این دیوونه خونه گفت همینه که هس رفتیم تو چشت روز بعد نبینه جهنم بود جهنم بهرحال رفتیم داخل و یه فیلم ترسناک گزاشتیم و نگاه کردن شب ساعت 11:30بود که صدای تالاب اومد من و علی جفت چشامون گرد شده بود رفتیم ببینیم چی بود که یه چیزی سیاه جلو در وایستاده بود گفت از اینجا برید و مهو شد من که از ترس داشتم شاخ در میاوردم به علی گفتم علی جون مادرت بیا بریم علی در خونه رو بست رفت تبقه بالا منم دنبالش در اتاقو بست گفت بگیر بخواب من که خوابم نبرده بود گوشیمو ور داشتمو شروع کردم کلش بازی کردن که ناگهان یه چک خورد تو صورتم منم فکر کردم علیه مهکم زدم توصورتش که دیدم علی گفت چته گفتم زدی زدم گفت چی میگی دیوونه چراغو روشن کردم دیدم همون چیز سیاهست بلا مناضه گوشیمو ورداشتم با کیف بدو پایین علی هم همینطور بدو بدو رفتیم که از بالا صدا میاومد میمیرید علی کیلیدو بالا جا گزاشته بود درم قفل علی گفت ایک باکسو ور دارو بریم من ورداشتم علش شیشرو شیکونت رو دبودو که رفتیم تصف شب بدو بدو داشتیم میرفتیم که با تاکسیو اینا برگشتیم خونه ولی هیچ وقت نفهمیدیم که رضا کجاست ان خونه هم دیگر گمشد و هیچکس خبری از اونجا نداشت -----------------------

موضوعات: داستان جن ,
[ شنبه 15 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 83 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)