close
چت روم
آب جوش
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
آب جوش


سلام دوستان من یک سال پیش یک اتفاقایی افتاد برام که براتون تعریف میکنم من پارسال عادت گرفته بودم ساعت دو شب هر شب برم حمام ، چون من هرشب لباسام رو تو حموم میشستم ی شب مادرم بهم گفت اب جوش نریزی حواست باشه، دلیلش رو پرسیدم و بهم گفت میریزی رو بچه جن ، منم چون اعتقاد نداشتم به حرفش گوش ندادم از اون شب به بعد همش اب تشت چون جوش بود بعد شستن لباسام میریختم کف حمام چند شبی این کار کردم خبری نشد و منم منتظر که چیزی بشه ی شب کسی خونه نبود برای عروسی دختر عمم رفته بودن تالار منم چون حوصله عروسی نداشتم نرفتم و از فرصت استفاده کردم رفتم اب گزاشتم رو گاز تا به جوش بیاد ما دوتا حیاط داشتیم یکی پشت خونه یکی رو به روی خونه ، خونمونم قدیمی کمی رفتم پا کامپیوتر تا اب جوش بیاد، اب که به جوش اومد رفتم تو دوتا قوری ریختم قوری ها هم بزرگ بود، اول ریختم حیاط روبه رویی چون موزاییک بود ریختم رو زمین و میخندیدم، بعد رفتم سراغ قوری دومی رفتم تو حیاط دومی چون درخت داشتیم زیر درخت ها ریختم و کمی رو زمین رفتم تهه حیاط که رو دیوار بریزم کمی که موقع برگشتن دیدم ی سایه ای بالا دیواره هواهم تاریک بود فکر کردم دزده سریع رفتم چوب برداشتم برگشتم دیدم نیستش، رفتم تو خونه چراغ قهوه برداشتم دیدم تو حیاط خبری نیست همه جا رو گشتم خیالم راحت بود که صدای در به شدت بلند اومد، انگار دارن با لگد در میزدن رفتم سریع با ترس در رو باز کردم دیدم دوتا سایه ایستادن، به جون مادرم سریع غیب شدن و با سرعت نور رفتن از بغلم رد شدن رفتن خونه منم که خراب کردم خودمو سریع با داد رفتم بیرون از خونه تا موقعی که خانوادم بیان با دوستم که همیشه تو کوچه ها هست بیرون موندیم تا مادرم اینا اومدن، با خونسردی رفتم دنبالشون تو خونه به خدا قسم دیدم برقا سریع تر شده پنکه اتاقم سریع می رفت و چراغ ها اتصالی کرد همه چی سوخت پدرم سریع رفت فیوز رو زد ولی دیر شده بود، سریع پدرم پرسید چکار کردی؟؟ چون الکی بیرون نمیری منم اعتراف کردم، بعد اون لحظه زندگیمون خراب شد هر روز ماشین پدرم پنچر میشد یا اینکه بهش ضربه میزدن با این که از اون خونه بلند شدیم ولی ازار و اذیت تمومی نداشت و من باشم دیگه از این کارا نکنم... الان یک ماهی میشه که اتفاق خاصی نیوفتاده ولی من مطمعنم بازم سراغم میان...... ممنونم از وبلاگ زیباتون

[ پنجشنبه 13 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 86 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نازی 22:44 - 1395/3/13
عالیه!

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)