close
چت روم
ارسالی از طرف نگار
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ارسالی از طرف نگار


من توی یه خونه تقریبا قدیمی باپدر و مادرم وبرادرام زندگی میکنیم چند ساله که یه موجودی شبا میاد توی اتاقم و به کمدلباسهام باریتم خاص یا بعضی وقتا نامنظم میزنه 'انگار باناخن میزنه '. یا حتی اشیا توی اتاقم جابجا میشن.یا صدای نفس زدن یا شنیدن جویده شدن چیزی توی اتاقم میاد که من از ترس چشمهامو باز نمیکنم و فقط دعا میکنم که زودتر تمام بشه. من ۲تا پرنده دارم یه شب. نصفه شبی دیدم یهویی پرنده هام خودشونو محکم به قفس میزنن انگار چیزی دیدن بلند شدم دیدمشون خیلی ترسیده بودن بی زبونها منم از اونشب چراغ خواب روشن میکنم و رو قفسشون رو پارچه میزارم تا نترسن. ولی این ماجراتمام نشد باز صدای جویدن چیزی انگار استخوانه.زدن به کمدم .احساس میکنم این هرچیزی هست بچه است میخاد بازی کنه.تاحالا اذیتم نکرده فقط احساس میکنم میخاد اعلام حضور کنه و ارتباط برقرار کنه. حالم انگاری بدتر شده چند باری هم تو خواب راه رفتم و رفتم ایستادم بالا سرمادرم حس میکردم دارم نگاش میکنم و راه میرم وحتی یه بارم رفتم توحیاط وبرگشتم. پرسو جوکردم راجب خونه متوجه شدیم پارک روبرو خونه ما چندصدسال پیش قبرستان بوده خلاصه من هنوز با این اوضاع دارم میسازم.

[ چهارشنبه 12 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 69 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
رعنا 18:34 - 1395/3/12
مثل مدرسه قبلی ما که آخر سال فهمیدیم قبلا قبرستون بوده خخخ

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)