close
چت روم
داستان ارسالی جدید..
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
داستان ارسالی جدید..


یک شب بود که به مهمونی رفته بودم.توی اون مهمونی همه ی فامیل بودن.من و سه نفر دیگه از بچه های فامیل که هممون16،17 سالمون بود نشستیم فیلم سینستر یا همون شوم رو دیدیم 2 تا فیلم 2 ساعته بود.به شما هم پیشنهاد میکنم ببینین. خلاصه بگم وقتی ساعت 3 میخواستیم بریم از کوچه که خارج شدیم توی یکی از پنجره های یک خونه ی متروکه یک لحظه یه صورت سیاه با مو های رو ی صورتش ریخته دیدم.فک کردم چون فیلم دیدم توهم زدم . اون شب با پسرخاله ام و دختر خالم و خود خالم و مادر بزرگم به خونه ی مامان بزرگم رفتیم که شب بخوابیم.راستش خونه ی مامانبزرگم یه خرده قدیمی و ترسناکه و البته بزرگ. توی راه احساس بدی نسبت به اون چهره داشتم .یهو یه ماشین با سرعت 140،150 تا از کنارمون رد شد جوری که ماشین خالم لرزید.بعد اون ما هم احساس کردیم سرعتمون کمه و ما هم سرعت گرفتیم.زمانی که سرعت گرفتیم یکهو یک مرد بلند قد جلو ماشین اومد ولی خالم اونو ندید و فقط من و دختر خالمو پسرخالم اونو دیدیم.دیگه واقعا انگار یه موجود ترسناک دنبالمون می کرد.وقتی رسیدیم من رفتم در پارکینگ رو با ترس و لرز باز کردم و ماشین اومد تو .شب منو دختر خالمو پسرخالم توی هال روی تشک خوابیدیم.تا میخواستیم در مورد اون مرد حرف بزنیم احساس کردیم که نور آبی از پشت پنجره میاد .خلاصه جرعت نکردیم تا دم دستشویی هم بریم!من دم پنجره بودم و ما خوابمون نمیبرد که ناگهان مردی از تو کوچه بن بست مامانبزرگم داد زد ولی این یکی آدی بود چون یه مرد عوضی تو اون کوچه زندگی میکرد که از ماشین مامانم هم دزدی کرده بود.بعد 40 دقیقه خوابمون برد و صبح وقتی خالم گفت که یه مرد رو توی تراس دیده ،دوباره مو به تنمون سیخ شد مرسی از حوصلتون اون فیلمو یک و دوشو ببینین ..

[ سه شنبه 11 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 93 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
aysa 11:22 - 1395/3/12
این چرا صورتشو سس مالی کرده عایا؟؟o_O
پاسخ : خخخ

Hananeh 0:19 - 1395/3/12
فیلمه وحشتناکه یا عاشقانه
پاسخ : وحشتناک

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)