close
چت روم
داستان چند خطی جدید
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
داستان چند خطی جدید


سلام اینم چند تا جمله ترسناک

 

رفتم دست صورتم رو بشورم تو اینه داشتم نگاه میکردم صورتم رو تکون دادم ولی تو اینه تکون نمیخورد...

 

تو حموم بودم که داد زدم حوله که بعد چند دقیقه یکی اومد بهم حوله داد وقتی اومدم بیرون یادم افتاد که کسی نیست و رفتن مسافرت و من تنهام...

 

داشتم میخوابیدم دیدم یکی در میزنه رفتم دیدم کسی نیست وقتی برگشتم دیدم چراغها روشنه در صورتی که من از خواب بیدار شدم ولی چراغ ها خاموش بود...

 

خواب دیدم که یک موجودی روم نشسته و داره گازم میگیره و خون میپاشه از خواب که بیدار شدم یک لکه خون دیدم...

 

تو دستشویی بودم که موقع برگشتن دیدم کسی پشت در ایستاده در صورتی که کسی توی خونه نبود...

 

تو باغ در حال میوه چیدن بودم که زنی دیدم مثل من میوه میچینه روم رو برگردوندم رفتم طرف درخت دیگری که باز همون زن رو دیدم...

 

تو جاده بودم که پیرزنی رو دیدم دست تکون میداد تا بایستم ولی نه ادامه دادم تو راه باز پیرزن رو دیدم و ادامه دادم و باز پیرزن رو دیدم...

 

تو پارک محلمون بودم دیدم تو هر کوچه ای یک سر سیاه داره یواشکی نگاهم میکنه...

 

رفتم تو اشپزخانه تا اب جوش کنم دیدم اب رو گاز در حال جوشیدنه ولی من مجردم...

 

همسایمون فوت کرد ولی من روز فوتش اون رو دم خونه اش دیدم که بر سرش میزد...

 

در حال رفتن به بیرون از خانه بودم تو حیاط خالم من رو صدا زد چون خالم اون شب خانه ی ما بود رفتم دنبال صدا که به حمام رسیدم و دیدم چراغ حمام خاموشه و خالم از تو حال صدام زد گفت میری بیرون نون بخر برامون...

 

تو محلمون یک زمینی هست که میخوان بسازن در حال رد شدن از اون مکان بودم که متوجه شدم چند نفر تو زمین دور هم نشستن و دارن نوش جان میکنن داشتم نگاهشون میکردم که یکیشون نگاهم کرد و چشماش برق میزد مثل گربه...

 

تو خونه بودم تنها بودم در زدن رفتم گفتم کیه؟ که صدای عمم به گوشم خورد گفت منم عمه مریمت ولی عمم دوسال پیش فوت کرده...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ یکشنبه 09 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 54 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
Hananeh 22:09 - 1395/3/10
وحشتناک و باحال یعنی هر دوتاش

رعنا 23:14 - 1395/3/9
چرا ترسناک بود ولی بیشتر باحال بود خخخ

رعنا 21:36 - 1395/3/9
خیییلی خوب بود واقعا حال کردم خخخ
پاسخ : بیشتر میاد خیلی خندیدی انگار ترسناک نبود خخخ

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)