close
چت روم
ارسالی جدید...
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ارسالی جدید...


سلام این داستان بخدا واقعیه چون بهتون بگم باورتون نمیشه من چند روز پیش از خواب بیدار شدم صبح بود کسی هم خونه نبود بازار بودن و پدرم هم سرکار، از رخت خوابم بلند شدم رفتم سمت دستشویی دستشویی خونمون جوریه که وارد یک در میشی سمت چپ حمامه سمت راست توالت جوریه رو به رو هم قرار دارن، رفتم دستشویی دست و صورتم رو شستم متوجه شدم اب شیر حمام باز شده صدا اب واضح میومد رفتم بستمش، و برگشتم تو حال دیدم باز صدا میاد، دوباره بستم ولی هی باز میشد فکر کردم مشکل پیدا کرده ، رفتم تو حیاط شیر آب رو بستم تا دیگه اب از لوله ای نیاد، و برگشتم داخل خونه، دیدم باز داره صدا اب میاد که ترسیدم چون عادی نیست، رفتم تو حموم ببینم مشکل از کجاس دیدم یک چیز دود مانندی جلو شیر حمام وایساده سریع دو زدم بیرون که مادرم و برادر کوچیکم از بازار برگشته بودن قضیه رو براشون گفتم ولی باور نکردن رفتن تو خونه دیدیم شیر اب بستس، و هر این چند روز همش حس میکنم که شیر اب بازه ولی توجه نمیکنم، میدونم زیاد ترسناک نبود ولی داش حسام خواهش میکنم بزار

[ جمعه 07 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 65 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
مارال 1:47 - 1396/1/24
دوستان سلام معذرت میخام اگه نباید اینجا بیان کنم من دقیقا۱۲ساله یه مشکل بزرک دارم وهرکاری میکنم درست نمیشه میگن احتمالا برات دعا گرفتن اگه کسی ازشما هست یا کسی رومیشناسید میتونه کمک ویا راهنماییم کنه خیلی خیلی ممنون میشم لطفا لطفاکمک کنید ممنونم
پاسخ : دقیقا مشکلتون چیه؟

رعنا 21:49 - 1395/3/7
اتفاقا اگه برای کسی اتفاق بیفته واقعا ترسناکه
پاسخ : همه چی ترسناکه تو این داستان...البته اگه اتفاق بیوفته به کسی

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)