close
چت روم
داستان ارسالی از پرستو...
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
داستان ارسالی از پرستو...


سلام.. من پرستو هستم از تهران داستانی براساس واقعیت براتون مینویسم چند وقتی بود که خالم تو خونه خودشون حضود موجودی رو احساس میکرد ولی بچشم ندیده بود تا شبی که عموم برای کاری به قشم رفت و خالم و دوتا پسراش که نوجوون بودن تنها شدن. شب بود که خالم زنگ زد در حالیکه از ترس صداش میترسید و برام تعریف کردکه خوابیده بودم که احساس کردم صدایی راه رفتن از پشت سرم میاد و تا چشممو باز کردم ی چیزی شبیه گربه که سیاه بود رفت زیر مبل و خودشم خیلی تعجب کرده بود چون خونشون طبقه دوم و آپارتمانی بود که هیچ گربه ای نمیتونست وارد خونشون بشه. خلاصه اونشب من و بابا و برادرم رفتیم و شی خونشون موندیم و شب بعد فقط برادرم اونجا موند و اونشی برادرم تعریف میکرد که تو اتاق با فرهاد خوابیده بودیم و صحبت میکردیم که نیمه های شب احساس کردیم ی سیاهی دم در اتاق ایستاده و وقتی اومد جلوتر دیدیم که ی آدم قدبلند با کت و شلوار ولی بدون سر هستش و میگفت تا اینو دیدیم جفتمون از ترس زبونمون بند اومد و فقط با ترس بهم نگاه میکردیم و بعد چند لحظه غیب شد و ما که حالمون بد شده بود دویدیم تو بالکن تا بتونیم نفس بکشیم که دیدیم همون مرد بی سر تو خیابون و درست روبروی ما ایستاده و تا مارو دید خنده وحشتناکی کرد که تو کل محل صدای وحشتناکش پیچید و غیب شد و تا چند وقت برادر و پسرخالم حالشون خراب بود ولی برای اینکه ما نترسیم بما چیزی نگفتن و بعدها برادرم برامون تعریف کرد. خلاصه عموم که شوهر خالمم میشه از مسافرت برگشت و شبی که اومد ما هم اونجا بودیم و شب با ترس و لرز خوابیدیم و نیمه های شب بود و خوب یادمه که صدای بلندی توی خونه پیچیده بود مثل صدای ی بز و هممون فکر میکردیم داریم خواب میبینیم وقتی چشمامو باز کردم دیدم مهدی برادرم و بابا هم بیدارن و دارن با تعجب دنبال منبع این صدا که تو خونه پیچیده میگردن و وقتی خوب دقت کردیم دیدیم صدا از اتاق عموم میاد و رفتیم اونجا و دیدیم عموم خوابه و خوابه ولی همینطور داره ی صدای عجیب از خودش در میاره و بیدارش کردیم ولی از ترس تا صبح نتونستیم بخابیم . ببخشید که طولانی شد

[ پنجشنبه 06 خرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 117 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)