close
چت روم
داستان..عاقبت پا گزاشتن رو بچه جن
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
داستان..عاقبت پا گزاشتن رو بچه جن


 

 

سلام من از کودکی دختری کنجکاو و نترس بودم وهمیشه از پدربزرگ و مادربزرگهام خواهش میکردم از دوران قدیم و جن برام بگن. این داستانی که میخوام بگم مربوط به تقریبا 120سال پیش هستش.در اطراف آزادشهر استان گلستان روستایی هست به نام (قشلاق)...شوهر عمه من یک دایی داشت به اسم نصیر خان که چوپان بود و عاشق دختر زیبای روستا به اسم نگاربانو شده بود.اونا با یک دنیا عشق ازدواج کردن.چند ماهی گذشت و نگاربانو هرروز راه خانهرا پیش میرفت تا از سر چشمه ای در دل جنگل آب بیاره.یک روز که نصیرخان گوسفنداشو برده بود چرا،نگار بانو کوزه رو برداشت و رفت طرف جنگل وآب آورد.وقتی رسید خونه احساس میکرد پاهاش درد میکنن ولی اهمیت نداد و تا فردا صبر کرد اما درد پا کمتر که نشد هیچ بیشتر هم شده بود نصیر خان هم که میدید عشقش داره درد میکشه اونو سوار اسبش کرد وبه شهر آورد ودکتر معاینش کرد و کلی دارو بهش داد.اونا برگشتن به قشلاق.نصیرخان یک هفته به پرستاری از نگاربانو پرداخت و ازش جدا نمیشد قرص و دارو اثری نداشت و دیگر درد پاهای نگاربانو به فریاد های دلخراشی تبدیل شده بود این زن 15ساله ی زیباروی درتب میسوخت و هرچه طبیب و دکتر بود بربالینش آمدن اما نتوانستند علت را پیدا کنن تا اینکه 4ماه گذشت پای راست نگاربانو ورم زیادی کرده بود بقدری که ترکید و از داخل پا کرم های بزرگی دیده میشدند.وقتی نصیرخان باناامیدی از روستای دیکری ملای دعانویسی را به خانه آورد دعانویس با بررسی پا و حالت ورم و کرم افتادگی آن علت را دریافت او گفت نگاربانو به جنگل رفته و پای راستش را روی رد پای جن گذاشته است که شبیه رد پای سم گاو وگوسفند بوده..دعانویس به نصیر خان گفت این پا دیگر خوب نخواهد شد.و همانطور هم شد.نگاربانو ی جوان عشق زیبای نصیرخان همان موقع از دنیا رفت.نصیرخان که از داغ اومیسوخت دیگر ازدواج نکرد وتاآخرعمرش در جنگل به تنهایی ودور از مردم زندگی کرد و مرد..یادمان باشد هیچوقت پایمان را روی رد پای حیوانات سم دار نگذاریم شاید آن رد پای یک جن باشد...

ببخشید که طولانی شد..

[ چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 172 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
مینا گلرو 3:09 - 1396/1/10
جالب بود

Hnaneh 9:58 - 1395/2/30
خیلی جالبه

رعنا 10:48 - 1395/2/29
وااااای خیلی جالب بود مرسی

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)