close
چت روم
داستان ارسالی ..سایه جن
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
داستان ارسالی ..سایه جن


 

 

سلام من سینا هستم 15سالمه لطفا داستان منو بزارید من ی شب که تو حیاطمون بودم خونمون اینترنش ضعیف بود بخاطر همین رفتم تو حیاط تا راحتر چت کنم یعنی تلگرام بعد زیر درخت نشسته بودم ی ساعتی گذشت منم سرگرم بودم با خودم تا این از بالای درخت ی صدای اومد بالا رو نگاه کردم دیدیم ی چیز سیاه رنگ بالای درخت نشسته منم فک نمی کردم جن باشه بهش توجهی نکردم و به چت کردنم تو تلگرام ادامه دادم تا اینکه رفتم خونه خوابیدم حدود ساعت 2شب سرم انقدر درد می کرد انگار یکی با چاقو فرو کرده تو سرم خیلی درد داشتم فک می کردم دارم میمیرم بعد خوشبختانه به زور خوابیدم چن روز حالم بد بود رفتم پیشه دعا نویس گفتم جن روت سایه انداخته منم به این باور رسیدم اون جن بوده ببخشید طولانی شد لطفا این داستان رو بزارید با تشکر 👋👋👋👋👋

[ چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 55 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)