close
چت روم
جفت پا پشمالو
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
جفت پا پشمالو


زمانی که سرباز بودم در کردستان فرمانده ما ما رو مجبور میکرد که صبح زود بریم حمام حسابش کنید ساعت 5 صبح با وانت تویوتا برید حمام چه حالی داره ،فرمانده به ما گفت شما بیرون باشید که کسی مسلح وارد نشه ما با اسلحه نشستیم دم در ورودی بعد از حدود 10 دقیقه دیدیم فرمانده با یه لنگ اومد دم در رنگش عین گچ و بدنش میلرزید و پشت کمرش جای دندون یه حیوانی بود مثل سگ گاز گرفتگی گفتیم چی شده گفت سریع با اسلحه بیاید تو ما هم آماده شلیک رفتیم تو همه جا رو گشتیم هیچ خبری نبود بعد سریع لباساشو پوشید رفتیم گفتیم چی شده هیچی نگفت بعد از رسیدن به سنگر تب کرد و یک هفته تمام افتاد بعد از اینکه خوب شد از پرسیدم چی شد گفت داشتم خودومو بغل خزینه میشستم که دیدم یک جفت پای پشمالو مثل حیوان از بغلم رد شد و پشتم نشست از ترس بهش نگاه نمیکردم بعد از 2 دقیقه با یک صدای وحشتناک گفت آقا میتونی پشتم کیسه بکشی منم که ترسیده بودم گفتم باشه پشتش به من بود کله درازی داشت وبدن پشمالو از ترسم بهش نگاه نمیکردم سرم پایین بود کیسه را به هم داد پشتشو کیسه کشیدم گفت این چه وضع کیسه کشیدنه گفت پشتتو بکن برات کیسه بکشم چنان کیسه ای کشید که فکر کردم پوستم کنده شد بعد از پشت گرده گردنم یک گاز گرفت و من افتادم زمین وغیب شد ما دیگه اصلا به آن حمام نرفتیم

[ پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 59 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)