close
چت روم
رابطه ی جنیان با علمای شیعه
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
رابطه ی جنیان با علمای شیعه

بسم الله الرحمان الرحيم

علامه نهاوندی (ره) می نويسد:سيد متتبع ماهر،آقا سيد محمد باقر خوانساری در کتاب روضات الجنات،ترجمه مرحوم ملا محمد سرابی که از شاگردان مرحوم ملا محمد باقر سبزواری،صاحب کتاب ذخيره المعاد است،از بعض ديگر از علماء نقل نموده که مرحوم ملا محمد مزبور سفری به عتبات عرش درجات مشرف می شد.او در اول هر منزل می ديد شخصی در جلو مرکب او پياده راه می رود،چون به منزل می رسند آن شخص ديده نمی شد و از انظار مردم غايب می شد،تا اينکه روزی از يک نفر اهل کاروان حالات آن شخص را سوال می کند،او می گويد:ما هم او را نمی شناسيم فقط هنگام ورود به منزل،چون وقت غذا خوردن می شود می آيد و قدری غذا از ما گرفته،می رود و ديگر او را نمی بينيم،مولای مزبور از شنيدن اين کيفيت تعجبش زيادتر می گردد.

وقتی که می خواهند از آن منزل کوچ کنند مولای بزرگوار می بيند،باز آن شخص مثل سابق در مقابل مرکب سواری او راه می رود،کاملا دقت فرموده می بيند آن شخص در هوا راه می رود و پاهايش اصلا روی زمين نيست،پس از ديدن اين کيفيت خوف و ترس بر مولوی مزبور مستولی می شود.

آن شخص را به حضور طلبيد و از حالش استفسار قرمود،آن شخص عرض کرد:من مردی از طايفه جن هستم و شيعه علی (ع) و اولاد طاهرينش می باشم،در زندگی من حادثه عظيمی پيش آمد که توانايی مرا از بين برد،برای رفع بليات با خداوند تبارک و تعالی عهد نمودم که اگر از آن حادثه نجات يابم با پای پياده در رکاب يکی از علمای شيعه به زيارت قبر حضرت سيد الشهدا(ع) شرفياب شوم،خداوند مرا از آن گرفتاری نجات داد،خواستم وفا به عهد خود بنمايم،چون شنيدم جناب عالی عازم به تشرف آن آستان مقدس هستيد وقت را غنيمت دانسته،خود را در رکاب مبارکت آماده نموده و ملازم رکاب شدم،پس مولای بزرگوار فرمود:شما که از غذاهای متداول بين انشانها استفاده نمی کنيد،پس برای چه در موقع ورود به منزل از کاروانها غذا می گيريد؟

عرض کرد:من آن غذاها را گرفته،به زائرين فقير می دهم،باز آقا سوال کردند که:طعام شما جنيان چيست؟

عرض کرد:هرگاه انسان زيبا و خوش قيافه را ببينم و او در نظر ما جلوه کند،او را به سينه خود می چسبانيم و او را می بوييم و از بوی او استفاده می کنيم و قوت برای ما حاصل می شود،همان طور که انسانها از خوردن غذا استفاده می کنند.پس هرگاه کسانی را که ببينيد که صرع گرفته و در عقل او اختلالی به وجود آمده و ترس و لرزی بر او وارد شده،بدانيد که آن در اثر بوييدن و به سينه چسبانيدن ما می باشد.

[ چهارشنبه 01 ارديبهشت 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 40 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)