close
چت روم
عالم بعد از مرگ
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
عالم بعد از مرگ

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام خدمت شما دوستان اگر اجازه بدهيد ما وبلاگمان را با يک مساله ماورايی اما غير از موضوع اصليمان يعنی همان جن و ابليس و شيطان بپردازيم البته اهميت اين مساله کم نيست و اکثرا خيلی ها با من صحبت کردند از جمله آن می تواند به فردی اشاره کرد که ديروز در هنگام چت برای من راجع به روح يکی از گذشتگانش و يکسری اتفاقات می گفت که به دلايلی من نمی توانم کاملا واضح برايتان بگويم حال بگذريم اين مساله را از کتاب مسائل عصر جديد نوشته ام.

مسئله چهل و ششم عالم پس از مرگ

مطلب اوّل: عالم برزخ اين عالم را عده از غير مسلمين نيز معتقدند و در اينجا ما شاهد می آوريم.شاهد اول: چند قسمت از کتاب ((وحی و نبوت)) دکتر محمد تقی شريعتی)). قسمت اول: در کتاب ((ميزان ناشناس)) مترلينک ص۷۳ هست: ((روحيون می گويند روح وجود دارد به علاوه اشباح و موجودات عاليه وجود دارد در اطراف ما که زندگی می کنند و به سرنوشت ما راغب هستند و افکار و اعمال ما را رهبری می کنند و مخصوصا از آينده ما آگهند و چنانچه هنگام بحث راجع به خانه های جنی و ظهور ارواح ديديم ((نظريه روحيون بسيار قابل قبول به نظر می رسد و کسانی هستند که اين نظريه را بر ساير نظريه ها ترجيح ميدهند و بدون آنکه از فعاليت عقلی خود کم کنند آن را پذيرفتند)).

قسمت دوم: ((از قول لئون دنی نقل کرده که با يک تماس با روحی از او سوال می کنند از وضع بدنی آنها. جوانی جواب می دهد ما يک ماده سيال بسيار لطيفی هستيم که به چشم شما نمی آئيم.

قسمت سوم: ((در جميع از منه و امنکنه بشر گاه گاهی آثاری از موجودات غير مرثی يا اشباح را مشاهده می کرده است ولی سابقا عامه مردم جز جن چيزی را که بتوانند آثار و اشباح نام برده مربوط به آن کنند نمی شناخته اند. منکران هم يا مدعيان رويت را تکذيب می کردند يا به فرض تصديق، اين گونه مشاهدات را از وهم و خيال می پنداشتند اخيرا هم روحيون همه اين تظاهرات را فقط به ارواح آدميان منسوب می دانند بديهی است تمام اين آرا نتيجه محدوديت نظر و فکر بشر است و ما قبلا توضيح داديم که علاوه بر روح آدمی سه نوع ديگر موجود غير مرئی نيز هست و هيچ دليلی ارتباط انسان را با غير ارواح آدميان نفی نمی کند باری همين تظاهرات و تظاهرات ارواح افرادی را به ايجاد رابطۀ با آنها واداشت.))

قسمت چهارم: ((بايد توجه داشت که وجود آدمی مرکب از سه جزء است روح و جسم و پريسپری(قالب مثالی) وقتی کسی می ميرد يا بعضی از مواقع که می خوابد روح با همان قالب مثالی به کار می پردازد)). طنطاوی مفسر معروف مصری در کتابش به نام ((عالم ارواح)) داستانهائی از اين قبيل می آورد(بعد داستانی را به طور خلاصه نقل کرده) و گفته: ((از اينجا معلوم می شود که ارواح به محل دفن خود اهميت فوق العاده می دهند و اين مطلبی است که در روايات اسلامی به آن تصريح شده است و مسلمين به آن توجه داشته و بر طبق آن عمل می کرده اند)).

شاهد دوم: در مجله الهادی . در شماره پنجم سال پنجم نقلا از جريده ((ندای وقت)) صادرۀ راولپندی مقاله از ((پال سينز)) به عنوان ((الحياة بعد الموت)) ترجمۀ از اسلام آباد پاکستان که ((زيث روز)) مديرۀ قسمت امراض نفسينه بيمارستان جامعه شيکاگو که دکتر است و از اطبائست که معالجه می کند مريضها در حال نزع هستند او وسائر با حثين حول اين موضوع شواهدی ذکر کرده اند برای زندگی پس از مرگ.

اول: مريضانی که در حال نزع بودند نقل کردند که خويشاوندان مريض که قبلا مرده بودند در حال نزع آن مريض آمده اند که کمک کنند بر تحمل مشاق موت در اينجا ((روز)) گفت که عدۀ بودند که از نظر طب مرده بودند و بعد از مدت کمی حيوة برگشت و به اصطلاح زنده شدند آنها نقل کرده اند که خويشاوندان و دوستان آنها که مرده بودند موقع جان کندند (صوری) به کمک آنها آمده بودند.

از کتاب کافی است که روايتی نقل کرده که اما صادق(عليه السلام) فرمود: ((مومن نزديکان خود را ديدار می کند و آنچه دوست دارد می بيند اما آنچه را ناخوش می دارد از وی پنهان داشته می شود و کافر هم نزديکان خود را ديدار می کند و آنچه نا خوش دارد می بيند و آنچه را که دوست دارد از او نهان داشته می شود. فرمود بعضی در هر جمعه و بعضی به اندازه عمل خود آنها را ديدار می کند.

دوم: بسياری از مردم مرده گان خود را به خواب می بينند و فرا می گيرند از آنها چيزهائی را که جز زنده گان آنها را نخمی دانند.

سوم: حاضر کردن بعضی از مردم ارواح را و حديث کردن آنها برای زنده گان.

چهارم: وقتی که مريض فاقد يکی از اعضاء باشد فقط جان کندن خود را سالم الاعضاء می بيند.

پنجم: مريض وقتی که جسد عنصری خود را رها می کند طمانينه و سکينه خود را درک می کند. در اينجا دکتر ((روز)) چند قضيه عجيب را نقل می کند.

قضيه اولی: دختری دوازده ساله ((به حسب ظاهر) مرده بود پس از آن حيوتش برگشته بود برای والدينش نقل کرده بود در حالتی که مظطريه بود برادرم مرا ملاقات کرد مرا خيلی دوست داشت و من نمی خواستم برگردم به دنيا، برم گرداندند. آن وقت دختر از والدين خود پرسيده بود من برادری دارم که مرده باشد؟ آن وقت والدين او  متحير می شوند چون والدين او پسری داشتند که در کودکی مرده بود و اين دختر خبر نداشت.

قضيه دومی:

ادامه دارد...

قضيه دوم: زنی در اثناء عمل جراحی(به حسب ظاهر) مرده بود و پس از حيوة برگشته بود و نقل کرده بود که من با خواهرم که مرده بود در کنار غرفه عمل در اطاق عمل بوديم و فلان عمل که کرديد خطاء است اين بود که فوراً اصلاح کردند.

قضيه سوم: مردی در حادثه به هم خوردن مشين مجروح شده بود و بعد هر عملی که سر جسد او کرده بودند نقل کرده با اينکه هيچ کدام را نديده بود چون اين در ميان ماشين محصور بود، آن وقت نقل کرده بود از پايش که قطع شده بود آن پائی که افتاده بود در جاده و خيابا و گفت من همه آنها را دانستم چون در کنار جسدم بودم و همه آن حالات را از خارج جسد می ديد.

نقل است که دکتر دانيل فريدم طبيب امراض نفسيه در بيمارستان جامعه شيکاکو و دکتر ((رابرت)) رئيس جمعيت اطباء امراض نفسيّه تاييد کردند دکتر ((روز)) را در اين عقيده (حيوة بعد الموت) و علاوه بر دکتر ((روز)) دکتر ((نشازنس)) طبيب جامعه کاليفورنيا گفته:((به درستی که من به جريان انداختم درسهای طويل را بر مريضان در حال جان کندن پس دانستم که آنهائی که کمک می شوند از مرگ ملاقات می کنند دوستانشان را که مرده اند و هرچه که ساعت مرگشان نزديک می شود ظاهر می شود که دوستان آنها که مرده اند زيارت می کنند او را مساعدت می کنند او را در کمک آنها در راه آسان کردن مرگ)) و دکتر ((فيلد)) با حث سيلو کوچی در مرکز ابحاث سرطان (بعد از نقل قضيه) گفته:((من ايمان دارم به حياة بعد الموت و اينکه نزد من شواهد و دلائلی است که نمی توانم منکر آنها شوم)) و اضافه کردم:((به همين زودی ها ايمان به حياة بعد الموت از امور واقعيه و متسالم عليه نزد کل خواهد شد(تا گفته) و از دلائل وجود دارد حياة بعد الموت از امور واقعيه و متسالم عليثه نزد کل خواهد شد(تا گفته) و از دلائل وجود حياة ديگری بعد از مرگ صحبت مردگان است با زنده ها در خواب)) دکتر ((رابرتدين کسيد)) رئيس مختير المتام در جامعه فرحينا می گويد:((بسيار شده که مردگان آمدند به سوی زندگان در جسد عنصری زندگان و صحبت کرده اند)) و دکتر‌ ((برونيسور ايلندور)) رئيس قسمت علم النفس در جامعه ايسلندا می گويد:((يک نفر روحانی که کارش در ايسلند احضر روح بود ناگهان يکی از ارواح داخل شد در علمش و ايلندور گفت اين روح خودش را نزد روحانی معرفی کرد پس از آن از جريانی که در زندگی دنيويه خود برای او پيش آمده نقل کرد و اينکه در اثناء اصلاح سياره اش صدمه ديده بود اينکه در سفينه که او را به بيمارستان می برد مرده بود ايلندور می گويد من شش سال در اطراف اين موضوع تحقيقات کردم(که ببينم همچو چيزی هست) نتيجه تحقيقاتم اين شد که هر چه را که روح گفته بود واقعيت داشت ولذا معتقد شدم که حياة بعد الموت حق است و شک و شبهة در آن نيست.

اين بحث ادامه دارد...

[ چهارشنبه 01 ارديبهشت 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 42 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)