close
چت روم
ذاستان واقعی در مورد جن
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
ذاستان واقعی در مورد جن
درمورد شکلش درحدود یه بچه نه یا ده ساله  شایدم کمتر با موهای بلند البته ممکنه صداش رو تغیرداده باشه ولی در کل به دلیل صداش گفتم مونث بود اینکه چی پوشیده بود چون لباسش تیره بود وهمون طور که گفتم نور اون طور نبود که بشه کامل ریخت وقیلفش رو دید درمورد اون خانوم چون بارها این کاراتفاق افتاده بود زمانی که خودش سفره رو جمع نکنه ادمی بغیر از خدش هم توخونه نباشه خوب دیگه چه گزینه ای به جز جن باقی میمونه وصد در صد مهمترین ازاری که جن میتونه برسونه به اعتقاد خ.دم وبراساس تجربیات همون ترسوندن افراده اما درمورد خستگی نه من خسته نبودم درواقع از اول راهنمایی به بعد همیشه موقع درس خوندن شب رو انتخاب میکردم چون همه جا ساکت وصدایی نیست وبه بیداری عادت دارم همین الانشم اگه درس نخونم زودتر ازساعت 3-4 خوابم نمیبره و100درصد مطمئن هستم خیالاتی درکارنیستالبته حق میدم شاید بخواهیم موارد دیگه روعامل این مسائل بدونیم شاید دربعضی مواقع هم خستگی یا چیزهای دیگه باعث این کاربشه ولی ازحقیقت وجود این موجودات وبرخوردشون با انسان هم نباید غافل شد چون من بعد اون اتفاق رفتم با یکی ازروحانیون که اشنا هم بود مسئله رو درمیان گذاشتم با توجه به شناختی که ازمن داشت میدونست که بحث خیالات یا خستگی نبوده وتاکید داشت تا  بیشترقران بخونم البته ماجراهای دیگه ای هم هست برای مثال پدرم که اهل شمال ایرانه نزدیکه استارا ازبچگیهاش تعریف میکنه که یه روز که همه خانواده رفته بودن ییلاق اونجا نیاز به وسیله هایی پیدا میکنن که درواقع مادرش یادش رفته بود اونهارو ببره فرداش با عموم بر  میگردن خونه که باقی وسایل روببرن میبینه تو خونه سر وصدا هست دارن جشن وپایکوبی میکنن میرن جلو میبینن جن ها جشن گرفتن :::P  تا بابام وعموم رومیبینن یه خورده هم رو نگاه میکنن جنا یه طرف غیبشون میزنه بابام وعمومم پا به فرار میزارن
[ چهارشنبه 01 ارديبهشت 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 61 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)