close
چت روم
داستان رویایی - 11
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
قسمت سه:همزاد مادرم الیزا


سلام اینم ادامه ی خاطره ی الیزا همزاد مادرم، مادرم میگفت الیزا خیلی مهربون بود یعنی اونقدر مهربون بود که مادرم وابستش شده بود و اگه یک روز باهاش حرف نمیزد دلش میگرفت مثل اینکه دوست مادرم میاد پیش مادرم تا باهاش درس کار کنه دوست مادرم 16 سالش بوده میاد داخل خونه و مادرم در حال تدریس بوده که پرده ی اتاقش تکون میخوره وحشتناک انگار باد شدیدی بیادش، مادرم میگفت دوستش میاد بغلش میکنه چون عادی نبوده، مادرم میره طرف پرده و بیرون رو نگاه میکنه میبینه الیزا داره با اخم نگاهش میکنه مادرم میره بیرون که ببینه چی شده، که الیزا میاد پیش دوست مادرم و بهش میگه البته از طرف مادرم میگه نه که شبیه مادرمه، خلاصه به دوست مادرم میگه ببخشید ما باید بریم لطفا برو بعدا بیا، مادرم که تو حیاط بوده دوستشو می‌بینه که داره میره به طرف در خروجی صداش میزنه و میگه فاطمه کجا؟ فاطمه کمی تعجب میکنه میگه مگه الان تو اتاق نبودی؟ مادرم قضیه رو میفهمه هیچی نمیگه بعد رفتن فاطمه مادرم میره پیش الیزا، الیزا حسودیش میشده چون مادرم با فاطمه دوست صمیمی بودن و این الیزا رو اذیت میکرد، مادرم الیزا رو بغل میکنه و معذرت خواهی میکنه، الیزا گریه میکنه و میگه خیلی دوستت دارم، بعد این موضوع یک روز مادرم داشته میرفته بیرون که چند تا پسر میخواستن مزاحمش بشن چون تو محله ی مادرم اینا خراب زیاد بود، مادرمو یک کنج گیر اورده بودن و مسخره بازی در میارن که یک مرده مسنی میاد از اون طرف کوچه و به پسرا دعوا میکنه بعد رفتن پسرا مادرم میفهمه که اون الیزاس این خاطره های ساده ای بود اصلی هارو بعدا میگم چند نکته در مورد همزاد میگم اگه یک موقعی همزاد خودتون رو دیدین نترسید البته حق هم دارین چون نمیفهمید کدومش همزادتونه و کدوم جن، که الان میگم بهتون ... همزاد یا شبیه خود ادمه یا شبیه یک ملکه خوشگل یا پیرمرد ریش با قیافه ی مهربون و لباس سفید، فرق اینارو میگم، ملکه خوشگل اگه همزاد یک مرد باشه خیلی حساس میشه رو پسره و خوشش نمیاد پسره با دخترا خوب باشه و ممکنه اذیتشون کنه.خوبیش اینه که همیشه پیش پسرس و مواظبشه، و ممکنه خیلی کمک های خاصی هم بکنه ولی به شرط این که پسره از اون خوشش بیاد ولی اگه خوشش نیاد همزاد ناراحت و دل شکسته میشه و دیگه کاری نداره باهاش، همزاد پیرمرد داناس و خیلی چیزا میتونین ازش یاد بگیرین حتی کمک هایی هم میتونین ازش بخواین و به احتمال زیاد کمکتون میکنه، همزاد های همشکل خیلی بهترن هم مهربون هم حسود و حتی بخشنده ان، ولی اگه اذیتشون کنین اگه دلشون بشکنه مواظب باشین چون اتفاقهای بدی در انتظارتونه چون همزاد ها دل به شما میبندن و اگه دلشونو بشکنین بد عصبانی میشن، اینم بگم که بعضی از همزاد هارو میشه دید و بعضی ها مثل شیطان درون انسانن و با انسات حرف میزنن بعضی ها میگن که همزاد ها رو فقط تو 21 سالگی دید نه این دروغه همزاد موقعی دیده میشه اگه که ادم از تهه دلش بخواد همزادش رو ببینه و شجاعت تجربش رو داشته باشه و احتیاج داشته باشه به همزادش... مادرم میگه الیزا بعضی اوقات رو پاش میخوابید و مادرم دست رو سرش میکشید، همزاد ها تشنه ی محبتن البته همزاد (مونث) چون همیشه تنهان و تو دنیای خودشون فقط دستور میشنون.... ادامه دارد...

[ جمعه 31 ارديبهشت 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 74 ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)
صفحات وب