close
چت روم
رمان و کتاب - 2
آخرین ارسال های انجمن
جستجوگر وب
دانلود جلد دوم فرزند اتش


خلاصه رمان:
كاميلا تقريبا با بودن معبد كنار مياد و كم كم داره به زندگي روزمره عادت ميكنه كه خيلى ناگهانى لقب قاتل زنجيره اى بهش ميخوره و ميره پاى چوبه دار ولى…پایان خوش

مقدمه:
مرگ…حق طبيعى ست…
اما توطئه…
سزاى هيچكس نيس…
براى حق جنگيدن سزاست..
اما تن دادن به توطئه..
نابخشودنيست…

 

 

 

قسمتی از داستان:

-پخخخخخخخخ…
هيي كردم و برگشتم سمت كژال كه با نيش گشادي داشت ميخنديد:
كژال-ترسيدي؟
نفسمو دادم بيرون و چپ نگاش كردم:
-طبيعتا بايد بترسم ديگه…دهن نيس كه…غار اصحاب كهفه!
كيفشو از جلوي پام برداشت و در حالي كه با نوك كفشاش از روي فرشا رد ميشد گفت:
كژال-خوب حالا انبار نمك…اومدم بگم من از اونور با طاها ميرم.تو خودت بيا ديگه…دير نكني كه دلقك الدوله ميخورتمون!
از نصفه فرش كه رد شد خيلي راحت پاشو گذاشت و رفت سمت در:
-وقت كردي با كفش بيا تو خونه!
درو بست و انگار نه انگار كه چيزي گفتم!!!!راه افتادم كه برم سمت رد پاش و تميزش كنم كه صداي بدي ميخكوبم

ادامه مطلب

موضوعات: رمان و کتاب ,
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ ] [ حسام ] [ بازدید : 113 ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
رزا : قسمت اول (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از مینا جدید (پنجشنبه 18 آبان 1396)
ارسالی از هانیه : داستان پدرم (یکشنبه 27 فروردین 1396)
ارسالی از ریحانه : هفت تپه (یکشنبه 27 فروردین 1396)
صفحات وب